محمد باقر النجفي
98
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
مسجد محدود مىباشد . بنابر اين ، وصفى كه ابن نجّار از توسعهء مسجد النّبى در زمان عمربن عبدالعزيز ارائه كرده ، قابل توجّه است و مىتواند مورد استناد پژوهندگان قرار گيرد . وى ذيل فصل « زيادة الوليد بن عبدالملك فيه » مىنويسد : « عمربن عبدالعزيز طول مسجدالنّبى را 200 ذراع و عرض آن را از قسمت قبلى ( جنوبى ) 200 ذراع و از قسمت شمالى به 180 ذراع رسانيد . » يعنى مجموعاً آنچه را كه عُمربن عبدالعزيز پس از توسعهء عثمانبن عفّان ، خليفهء سوم ، به مسجدالنّبى افزوده ، عبارت است از ضلع جنوبىِ شرق به غرب مسجد ، حدود پنجاه ذراع و ضلع شمالى آن حدود چهل ذراع . وى طول مسجد را از قبله به شام يا جنوب به شمال ، حدود چهل ذراع توسعه داده است . اين نظريه با گفتههاى يحيى به نقل از ابنوردان و او از پدرش و نيز ابنزباله از محمدبن عمّار و او از جدّش و بررسى محققانهء سمهودى كه بر اساس ستونهاى افزوده شده ، حدّ توسعه را بيان كردهاند ، تطبيق اصولى دارد و گفتهء محمّد بن جرير طبرى را در « تاريخ الرسل و الملوك » « 1 » تأييد مىنمايد كه : « وليدبن عبدالملك دستور داده بود كه حجرههاى همسران پيمبر صلى الله عليه و آله را در مسجد پيمبر بيندازند ( / منهدم كنند ) و پشت مسجد و اطراف آن را بخرد تا 200 ذراع در 200 ذراع شود . » لذا مىتوان مجموع مساحت افزوده شده به مسجدالنّبى به وسيلهء وليد را رقمى نزديك 2369 متر مربّع تخمين زد ؛ يعنى مساحت كل مسجدالنبى در زمان عمربن عبدالعزيز مجموعاً حدود 6440 متر مربع بوده است . بنايى كه وليدبن عبدالملك جايگزين بناى عثمان كرد ، با توصيفات مشتركى بين اقوال ، شناسانده شده است و آنچه كه مسلّمِ راويان و مورّخانى چون ابنرسته ، ابنزباله و يحيى به نقل از قدامة بن موسى و ابننجّار و سمهودى و ابواسحاق حربى مىباشد ، اين
--> ( 1 ) . ج 9 ، ص 3816 ، ترجمهء فارسى ، ذيل سخن از حوادث سال 88